ردپـای خــــــدا...

ღحَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ...ღ

رد پای خدا...

تصویری داشتم...

خیال کردم که در ساحل دریا با خدا قدم میزنم...

در آسمان تصویری از زندگی خود دیدم...

همه جا دو ردّپا دیدم!یکی از‌ آن من و دیگری جا پای خدا بود...

وقتی در آخرین تصویر زنگیم

به رو ی شن ها نگاه کردم،

دیدم که گاهی فقط یک ردّپا می بینم...

دریافتم که این ها در سخت ترین مواقع زندگیم بود!

از خدا پرسیدم:خدایا! فرمودی اگر به تو ایمان بیاورم،

هر گز تنهایم نخواهی گذاشت...

پس چرا در سخت ترین مواقع زندگیم،

ردّپایی از تو نمی بینم؟!

چرا رهایم کردی؟!

فرمود: فرزند عزیزم، تو را دوست دارم...

و هرگز تنهایت نگذاشته و نمی گذارم!

اگر در سخت ترین اوقات فقط یک ردّپا می بینی،

آن ردّپای من است،

که تو را به دوش کشیده ام...

[ ۱۳۸٩/۳/٢۳ ] [ ٥:٢٦ ‎ب.ظ ] [ بنده ی خدا... ] [ نظرات () ]