ردپـای خــــــدا...

ღحَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ...ღ

درخت اسم خدا را زمزمه کرد...

سالهای سال،درخت سیب اسم خدا را زمزمه کرد و با هر زمزمه ای

سیبی سرخ بدنیا  آمد.

سیب ها هر کدام یک کلمه بود . کلمه های خدا...

مردم کلمه های خدا را می گرفتند و نمی دانستند که درخت اسم خدا

را منتشر می کند.

درخت اما می دانست ، خدا هم...

درخت اسم خدا را به هرکس که می رسید می بخشید.

آدم ها همه اسم خدا را دوست داشتند.بچه ها اما بیشتر...

و وقتی سیب می خوردند ، خدا را مزمزه می کردند و دهانشان بوی خدا می گرفت...

درخت سیب زیادی پیر شده بود خسته بود . می خواست بمیرد ؛

اما اجازه خدا لازم بود ...

درخت رو به خدا کرد و گفت :

"همه عمر اسم شیرینت را بخشیدم ؛ اسمی که طعم زندگی را یاد آدم ها می داد .

حس می کنم ماموریتم دیگر تمام شده بگذار زودتر به تو برسم "


خدا گفت :

" عزیز سبزم ! تنها به قدر یک سیب دیگر صبر کن.

آخرین سیبت ، سهم کودکی است که هنوز دندانهایش جوانه نزده ،

این آخرین هدیه را هم ببخش . صبر کن تا لبخندش را ببینی ."


و درخت یکسال دیگر هم زنده ماند . برای دیدن آخرین لبخند

و وقتی که کودک اخرین سیب را از شاخه چید ،

خدا لبخند زد و درخت ، آرام در آغوش خدا جان داد ...

 

"عرفان نظرآهاری"

------------------------------------------------------------------------------------------------

دلنوشت1:

بعد از دوری چند ماهه سلام.خوبین؟

حلول ماه مبارک رمضانو به همتون تبریک میگم.خدا رو صد هزار مرتبه شکر که

توفیق پیدا کردیم به ماه عسل امسال هم دعوت بشیم...

کاش که مهمونای خوبی واسه صاحبخونه باشیم...

وقت سحر و دم افطار حسابی التماس دعا...

دلنوشت2:

میون دعاهاتون لطفا از دنیا رفتگان رو هم یادی ازشون بکنین...

پارسال این موقع خیلیا پیشمون بودن که امسال نیستن...

جاشون تو این مهمونی واقعا خالیه..........

خدا رو چه دیدی شاید مام نباشیم و شیرینی ماه عسل سال بعد رو نچشیم...

پس لطفا حلال کنین همدیگه رو...و هچنین من رو...

برای شادی روح از دنیا رفتگان صلواتی بفرستین...

دلنوشت3:

هشتم ماه مبارک رمضان و هفتم مرداد تولد ریحانه س،به شرط زندگی انشاا...

همینجا براش تولد میگیرم قدم هرکسیم که تو این جشن شرکت بکنه

به رو چشم...

 

[ ۱۳٩٢/٤/۱۸ ] [ ٥:٢٠ ‎ب.ظ ] [ بنده ی خدا... ] [ نظرات () ]