ردپـای خــــــدا...

ღحَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ...ღ

ضامن آهو شفاعت میکند...

گرم شور و عشق و مستی,عیش و حال

غوطه ور درعالم فکر و خیال

پرکشیدم از زمین و از زمــــــان

یافتم خود را در مکانی لامکان

چشم تا می دید انسان بود و بس

از کسی بالا نمی آمد نفــــس

آدم و حــــــوا و هرچه زاده اند

گوییا در این زمین افتاده اند

هاتفی در گوش من داد این پیام

عمر دنیا گشته است اینک تمام

روز حشرو محشر عزما به پاست

قاضی این محکمه تنها خداست

هرکسی در دست خود یک نامه داشت

نامه را در پیش حاکم می گذاشت

بعد از آن باری تعالی می نوشت

بنده اش اهل جهنم یا بهــــشت

گشت و نوبت بر من مسکین رسید

نامه ام را خواند اعمالم چو دید

با غضب افکند سوی من نگاه

گفت تو چیزی نداری جز گناه

در حق رب خودت بد کرده ای

راه خوشبختی خود سد کرده ای

کار خوب و نیک اینجا می خرند

گفت تا من را سوی دوزخ برند

یک نظر تا بر جـــهنم دوختم

از شرار شعله هایش سوختم

ناگهان زیبا رخی از ره رسید

دید تا حال مرا آهی کشید

تا که آمد دیده ام پرنــــور شد

یک نگاهم کرد آتش دور شد

از جمال او چه گویم من دریغ

ابروانش چو کمان مژگان چو تیغ

دست گل بود و بدن گل , چهره گل

برده از زیبایی او بهره گل

گوییا حق هرچه قدرت داشته

پای خلق این صنم بگذاشته

پیش آمد تا مــــرا افسرده دید

این چنینم خسته و پژمرده دید

اشک در چشمان پرمهرش شکفت

رو به حق نمود و با دادار گفت

پور موسی با تو صحبت می کند

ضامن آهو شفاعت می کند

گرچه او با نامه ی بد آمده

چند باری را به مشهد آمده

ریزه خاربزم خانم بوده است

در جوانی میهمانم بوده است

آمده صد بار بر من رو زده

پیش ایــــوان طلا زانو زده

گنبد و گلدسته ام را دیده است

کفشداری مرا بوسیده است

گرچه از لطف تو دیگر رانده است

در حریم من زیارت خوانده است

مادرش او را به عشقم زاده است

به کبوترهام دانه داده است

گر که صد بار آبرویم را برده است

آب سقاخانه ام را خورده است

تا توانست احترامم کرده است

بعد هر مجلس سلامم کرده است

او به عشق من تمام عمر زیست

غافل از حالش شدن انصاف نیست

لطف کن پروردگار جرم بخش

بنده ی بد را به اربابش ببخش

هرچه باشد او برایم بنده است

او بسوزد صاحبش شرمنده است

پس ندا آمد بهشت از آن توست

بخشش و عبد غطا از آن توست

تو برای من عزیزی , دلبری

هان تو صاحب اختیار روز محشری

هرکه را خواهی ببر با خود بهشت

ای تو جنت آفرین , زهــــــرا سرشت...

 

السلام علیک یاعلی بن موسی الرضا

-------------------------------------------------------------------------------


دل نوشت:

سلام.بابت تاخیر...عذرتقصیر.......اوه

الان حرم امام رضا(ع) هستم و دارم این پستو میذارم.جای همتون خالی...

ایام نزدیک ولادته و اینجام غوغایی برپاست...

واقعا راسته که اینجا قطعه ای از بهشته...بوی بهشته که فقط مشامتو

عطرین میکنه...

از بس ریسه و چراغ رنگی تو صحنا هست که اصلا

ستاره ها رو نمیشه دید...

پریشب حاج آقا حدادیان از ساعت 2 سحر تا اذان صبح

دعای کمیل خوندن و نوحه سرایی کردن،جاتون خالی چنان حال دلمو خوب کرد

و اشکو جاری کرد که خدا میدونه...اجرشون با خدا.

اگه لایق باشم نایب الزیاره همه هستم و دعاگوتون.انشالله که مقبول بیوفته.

ملتمس دعا و یاعلی...

http://upload7.ir/viewer.php?file=45464657197971616335.jpg

 

 

[ ۱۳٩٢/٦/٢۳ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ] [ بنده ی خدا... ] [ نظرات () ]