عجب صبری خدا دارد!!!

عجب صبری خدا دارد!!!

 

 

 

اگر من جای او بودم

 

 

که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان

 

 

جهان را با همه زیبایی و زشتی

 

 

به روی یکدیگر ویرانه می کردم

 

 

 

عجب صبری خدا دارد!!!

 

اگر من جای او بودم

 

 

که می دیدم یکی عریان و لرزان

 

 

دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین

 

 

زمین و آسمان را واژگون مستانه می کردم

 

 

 

عجب صبری خدا دارد!!!

 

 اگر من جای او بودم...

 

 

که در همسایه صدها گرسنه،چند بزمی

 

 

گرم عیش و نوش می دیدم

 

 

نخستین نعره ی خاموش آن دم بر لب پیمانه می کردم

 

 

 

عجب صبری خدا دارد!!!

  

 

اگر من جای او بودم 

 

نه طاعت می پذیرفتم

  

نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده

  

پاره پاره در کف زاهد نمایان

  

سبحه صد دانه می کردم

 

 

 

عجب صبری خدا دارد!!!

 

 

اگر من جای او بودم

  

برای خاطر تنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان

  

هزاران لیلی ناز آفرین را

  

کو به کو آواره و دیوانه می کردم

 

 

 

عجب صبری خدا دارد!!!

اگر من جای او بودم

  

به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان

 

سراپای وجود بی وفا معشوق را

 

پروانه می کردم

 

 

عجب صبری خدا دارد!!!!

 

 

اگر من جای او بودم

 

که می دیدم مشوش عارف عامی

 

ز برق فتنه ی این علم آدم سوز مردم کُش

 

به جز اندیشه ی عشق و وفا

 

معدوم هر فکری در این دنیا ی پر افسانه می کردم

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فائزه

سیلام کچچچچچچچچچچچچل[نیشخند]چیطوری بابا بی خبر آپ میکنی بزنم با دیوار بلاگت هم عرض بشی؟؟؟[عصبانی] به به چه شعر محشری بود جون نانییییییییییییییییی[تعجب]عکستم فوق العاده اصلا حرف نداشت!!!بابا اینهمه سلیقه رو یه شبه از کی کش رفتی ناقوووووووووووووووووولا؟؟؟؟[نیشخند] جدا" چوخ چوخ گشنگیدی حال الدیخ[خرخون](کی میگه ماست من ترشه آیا؟؟؟[نیشخند]دشمن!!!) چرت و پرت زیاد گفتم میدونم اونجوری نگا نکن[نیشخند] در آخر==> شعرت خیلی خشنگه.واقعا هم خدا خیلی صبوره.دلیل::اینکه همچنان بنده ای مث منو تحمل کرده!جدیدا نسبت به خودم همچین حسی پیدا کردم==>[سبز]فکر میکنم اطرافیانمم همین حسو دارن فهلا[گل][گل][گل]

"ترنم"

خب خداست دیگه مهربونتر و بزرگتر و صبورتر ....... از خدا پیدا نمیشه[قلب]

ناصر

برا همينه كه خدا خدائه ديگه! ولي: و اذ قال ربك للملئكه اني جاعل في الارض خليفه يا علي...

بنده ای حقیر...(مهدی)

سلام اصلا هروقت این شعرو می خونم، مثل بار اول لذت می برم... اگه من جای خدا بودما... هیچی، مهم نیست، حالا که نیستم! ای بابا، هرجا میریم این ناصرم هست! التماس دعا...!

بنده ای حقیر...(مهدی)

راستی، مطمئن نیستم، ولی فکر کنم شاعرش معینی کرمانشاهی باشه نه کرمانشاهی معینی! التماس دعا...!

فائزه

نانی می بینی چیطور استعداد منو زیر سوال بردن؟؟؟[ناراحت]بابا شاعرش خود با احساسمم[خرخون] ولی خووووووووووووداییش راس میگه معینی کرمانشاهیه!!!رحیم معینی کرمانشاهی[مغرور](1-1 مساوی[شیطان]شووووخیدم) کجایی بابا از کف نرفتی که؟؟؟[خمیازه] به همه هم خبر میدی الا من[گریه]ایییییییییییی بشکنه این دست که نمک میپاشه[گریه] برو خصوصی دارم واست[ناراحت]

فائزه

شارژ ندارم اس بدم حرفامو اینجا میگم 1-احتمالا دوباره پامو گچ بگیرم[شیطان]دوباره باد کرده میدرده 2-حالم بهتره مشهد میرم 3-نفیسه امروز زنگولیده بود خاطرات پارسالو یادم انداخت میخوام یه ذره در مورد موذی بحرفیم

فائزه

جواب همه رم بده غیر ازمن!!!بااااااااااااااااااشه؟!؟[گریه][ناراحت]

فائزه

سابولیییییییییییییییییییییک[هورا] بازم چترمو وا کردم اینجا[نیشخند] به من چه؟؟؟خودت گفتی دلم برات یه نقطه شده بیا نظر بذار[نیشخند] بابا اسم این شاعره رو درس کن تا بیشتر از این سوژه نشدیییییییییییییییییییییییی[وحشتناک]

•·.·.·•تاتی•·.·.·•

سلام سلام[هورا] چندم شدم[سوال]آخر[خجالت] خوبی عسیسه دل خاله[بغل]یه ماچ بدهاااااووووووووومممممم[ماچ] آره دیگه اگه خدا قربونش برم اینقدر صبر نداشت که الان 100000000زده بود همین دنیا رو که خودش درست کرده خراف میکرد[نیشخند]از بس که چیرای عجیب قریب اتفاق می افته[هیپنوتیزم]