خواب...

شبی وقتی که در خواب بودم

احساس کردم کسی گفت:قلبت را ربودم                     

سراسیمه بیدار گشتم،

به دنبال قلب دزدیده ام گشتم،


نوایی بود کز دور دست شنیدم


که میگفت:گر بیایی قلبت را پس میدم


در پی این صدا شتابان دویدم،

به هیچستان رسیدم،


خبری از آن صدا و نجوا نبود


تنها سایه ای بود که مدام دَری به رویم میگشود


زیر پایم در حرکت بود

انگار کسی پشت آن دَر منتظرم بود،


به دَر که رسیدم،اذن دخولم دادند


با آب زمزم بود که وضویم دادند


به درگاه آنکه قلبم را ربوده رسیدم

ولی او سراسر نور بود و قلبم را ندیدم


بدو با شِکوِه گفتم: در پی قلبم آمده ام،


خواب بودم ولی برخاسته و نزد تو آمده ام...


ندا آمد:قلبت نزد من است


دو دست خالیت انگار محتاج دست من است...


به ناگه عِطر گل یاس در فضا حاکم شد،


گویی او خدا بود و از آن پس او مالک قلبم شد

بدو گفتم:خدایا حقّا که دلبری...


دل و دین و عقل و ایمانم بری؟!


ندا آمد:گر دل و اندیشه ات با من شود،

جنة روز جزا و نامت شود...


<a href=

/ 15 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگین

سلام ممنون از دعوتت گلم اپ قشنگی بود [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

mir@

بنظرت چطور میشه مغز رو خاروند؟!![پلک]

ترنم

مطلب قشنگی بود و یه عالمه حس خوب تو خودش داشت[قلب]

anonymous

سلاااااااااااااااام من آپممممممممم منتظرتممممممممممممم

ناصر

بسم الله الرحمن الرحيم و ازلفت الجنه للمتقين غير بعيد ... لهم ما يشاءون فيها و لدينا مزيد(قاف 31 تا 34) سلام ببخشيد چند وقت نبودم! عيداتون مبارك! التماس دعا!

•·.·.·•تاتی•·.·.·•

سلاااااااااااااااااام[بغل]خوبی خوجل خانووم[ماچ] حالا دیگه میای کامنت دونیم سک سک میکنی میری[ابرو]اون فائسه که دیگه هوچ[شوخی]حالا خوبه 1 ماه از درس و مخشم نگذشته شما شدین این واه واه واه[وحشتناک]

674

از عرش سلام سرمدی آوردند ..... آیینه ی حُسن سرمدی آوردند با آمدن رضا(ع) از باغ بهشت ..... یک دسته گل محمدی آوردند ..... میلاد نور مبارک

ترنم

سلام عید تو هم مبارک عزیزم[گل]