ایستگاه استجابت دعا...

یک نفر دلش شکسته بود توی ایستگاه استجابت دعا منتظر نشسته بود

 

منتظر... ولی دعای او دیر کرده بود او خبر نداشت که دعای کوچکش

 

توی چار راه آسمان پشت یک چراغ قرمزشلوغ گیر کرده بود

 

او نشست و باز هم نشست روزها یکی یکی از کنار او گذشت

 

روی هیچ چیز و هیچ جا از دعای او اثر نبود هیچ کس

 

از مسیر رفت و آمد دعای او با خبر نبود با خودش فکر کرد

 

پس دعای من کجاست؟او چرا نمی رسد؟شاید ایندعا

 

راه را اشتباه رفته است پس بلند شد رفت تا به آن دعا

 

راه را نشان دهد رفت تا که پیش از آمدن برای او دست دوستی تکان دهد

 

رفت پس چراغ چار راه سبز شد رفت و با صدای رفتنش

 

کوچه های خاکی زمین جاده های کهکشان سبز شد

 

او از این طرف ... دعا از آن طرف در میان راه با هم آن دو روبرو شدند

 

 

دست توی دست هم گذاشتند از صمیم قلب... گرم گفتگو شدند

 

وای که چقدر حرف داشتند...

 

برف ها کم کم آب می شود شب ذره ذره آفتاب میشود

 

و دعای هر کسی رفته رفته توی راه مستجاب می شود...

 

(عرفان نظرآهاری)

/ 20 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مونس

سلام نازنین تو دخمل طلای نازم هستی! کی اذیتت کرده؟هاان؟[عصبانی]

مونس

ناهید جان! کتاب چای با طعم خدا رو از نظر اهاری خوندی؟ که از این شعر ،عنوان کتاب رو گرفته این سماور جوش است پس چرا می گفتی دیگر آن خاموش است؟ باز لبخند بزن قوری قلبت را زودتر بند بزن توی آن مهربانی دم کن بعد بگذار که آرام آرام چای تو دم بکشد شعله اش را کم کن دستهایت: سینی نقره نور اشکهایم: استکانهای بلور کاش، استکانهای مرا توی سینی خودت می چیدی کاشکی اشک مرا می دیدی خنده هایت قند است چای هم آماده است « چای با طعم خدا » بوی آن پیچیده از دلت تا همه جا پاشو مهمان عزیز! توی فنجان دلم چایی داغ بریز...[گل]

ناصر

خب من یه خورده از لحاظ هوشی مشکل دارم!!!

مهدی

سلام نظر بنده به نظر ناصر نزدیک تره...! التماس دعا...!

مهدی

سلام نظر بنده به نظر ناصر نزدیک تره...! التماس دعا...!

فائزه

مرده شور هرچی وبلاگ گرد و خاک گرفتس ببرن!!!

×یه آدم×

[گل]

محب ولایت

سلام علیکم بسیار خوشحالم که دوباره وبلاگ منورتان را زیارت می کنم التماس دعا

674

سلام ممنون خیلی خیلی جالب بود ممنونم همیشه برای بنده های ناپاکی مثل من دعا کنید

سالومه

سلاااااااااااااام واقعا چه زیبا نوشتی البته تو که کپی کردی عرفان عزیز نوشته حالا راستشو بگوووو از دزدی چه انگیزه ای داشتییییی؟؟؟؟؟؟خودت بگو تا با اعمال خشونت بار حرف ازت بیرووون نکشیدددددم[زبان][نیشخند][چشمک]دووست دارم همین طور وبلاگتو بووووووس[ماچ][ماچ][ماچ]